Misswish _ 128 - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 11:13
امشب که داشتیم تلاش میکردیم بخوابیم که از پرواز جا نمونیم، نگات کردم ، یه جوری که انگار هیچ وقت اینجوری نگات نکرده بودم ، با خودم فکر کردم چقد راه اومدیم باهم، چه باحال شد خانواده شدیم ، چه قشنگه زنت بودن ، چه امنه عاشقت بودن ، نمیدونم چقدرشو ما کردیم چقدرش به قول تو شانس بود، اما یه چیزو مطمئنم ......
126 - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 11:13
انگار جای قلب، تو در من تپیده ای. آخرین جمعه ی ایران :)
Misswish _ 129 - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 11:13
جانِ من...یک حرفهایی در گلویم گیر کرده،  یک چیزهایی هست که اگر نگویم خب از کجا میخواهی بدانی، همیشه فکر میکردم آدمها از هم خوششان میآید و اگر بخت یارشان باشد باهم ازدواج میکنند و کار زمانه آنقدر خنده دار است که تازه اگر شانس بیاوری بعد مدت کوتاهی عاشقانه ها تبدیل به احترام میشود و اینطوریست که آدم ه...
89 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
مثل یک بچه هیجان دارم برای دیدن تو. بعد این همه وقت. و این چه چیز می تواند باشد جز نیروی دوست داشتن؟! جز عشق؟ دیدن ات در سال خوب ۹۹ مبارک.
misswish _ 92 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
بزرگراه حکیم کردستان _ دامن بدون شورت _ صندلی راننده _ تلمبه روو پیچ _ راننده کی بود ؟! _ چهارمین روز باهار _ باهار با تو قشنگتره :)
91 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
ساعت داره میشه شیش صب. من قراره ۹ اونجا باشم. بدم میاد شبایی که میای نخوابم درست. فک میکنم فرداش خب خوابم میگیره یا بی جونم. فک نمیکنم آخرشم یاد بگیرم که قرار نیست من همیشه کامل و شاگرد اول باشم. حالا ببینیم چی میشه دو ساعت دیگه.
۹۲ - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
این پست صرفا جهت هم تراز شدن با عدد پستهای شما می باشد و هیچ ارزش دیگری ندارد. ساعت ۶ صبح، روز ان ام قرنطینه.
93 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
دلم میخواد "به آهستگی" با تو عاشقی کنم. " به آهستگی" با تو سر کنم. زندگی کنم.
misswish _ 93 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
من روزها و شب ها با تو خندیدم، با تو بغض کردم، با تو صبر کردم، با تو رویا بافتم، با تو سفر کردم، با تو مست شدم، با تو رقصیدم، احساس حسادت، ترس، دوری، انتظار، شوق، رسیدن و دوست داشتن و دوست داشتن... :)
ادامه دارد... :))) - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
1. صندلی راننده، حکیم کردستان، سر پیچ2. راه پله های خونه دایی، گلدون3. فیلبند، بالاترین نقطه، زیر برف4. کویر سوم، قبل از ساواشانا، پشت رملا5. کویر با مملیکا، روی رملای داغ و بلند6. پشت بوم خونه نوربخش
Misswish _ 94 - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 23:54
با تو این تن شکسته، داره کم کم جون میگیره، آخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره، با تو انگار تو بهشتم، با تو پر سعادتم من... :)با تو من مالک دنیام. واقعی. از ته دل :)
83 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
لحظه ای که خوابیدی و دست هام دو طرفت ستون محافظ میشن و لب هامون میرسه به هم. :)
84 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
شبیه چراغای شهر... وقتی داری نزدیک میشیپنج صبح. دومین شب جت لگ.
85 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
می ترسممضطربمو با اینکه سخت میترسم و مضطربم، باز تا انتهای راهبا توخواهم آمد :)
misswish _ 87 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
سه درد آمو به جانم هر سه یکبارغریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره دیره غم یار و غم یار و غم یار :(:
misswish _ 88 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
دوستت دارم مالِ کیست؟آنکه می گوید؟یا آنکه می شنود؟
misswish _ 89 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
خواب صب توو دلِ هم سیرابیِ لیلاتلاش برای ساختن یه خونهشراب قرمز برنامه ریزی عروسی علی اتاقمون به یاد قدیما کنارِ بخاری قارچ برشته پیشنهاد سفر بغض توو راه برگشت تماسای عاشقانه و از سرِ نگرانی تو دوستت دارم های توو حالِ مستی همین. :)
87 - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:06
ده روز دلتنگی یا بیشتر. امروز که میایی یادم می رود چقدر بحث مزخرف کردم. امروز از خاطر میبرم همه ی منطق دنیا را. امروز که میایی.. اصلا گور پدر آینده و گذشته. امروز را زندگی میکنیم.
82 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:43
هر چه کوی ات دورتر،دلتنگ تر،مشتاق تر.. در طریق عشقبازانمشکل آسان کجا؟
misswish _ 78 - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:35
خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودشبنماند هیچش الا هوس قمار دیگر ... پ ن : چه کنیم دکتر؟! آدمینزاد به امید زندست :)